OOPS. Your Flash player is missing or outdated.Click here to update your player so you can see this content.

جستجو در مطالب سایت

يادداشتها

مطهری و حکومت مطلقه
نمی توان از  رای استاد شهید در باره حکومت مطلقه سخن گفت الا اینکه مبارزه ایشان با" التقاط" و "ماتریالیسم منافق"  و پافشاری آن بزرگ بر" استقلال مکتبی" و دیگر اجزای اندیشه ایشان را هم  در نظر آورد  ؛ کما اینکه به آن اجزاء هم  نمی توان نظر کرد الا اینکه به این جزء هم  نظر داشت.
 
رویکرد احیا ، مسئله اصلاح دینی و نگرشهای رقیب
 در این مقاله  كوشش شده است تا با برداشت اجتهادي و فعال از آراء استاد شهيد مطهري، به طرح مشخصه‌هاي يك جريان يا رويكرد فكري – فرهنگي پرداخته شود
 
يادكردي از دو خواهر مجاهد و نقش فراموش شده زن مسلمان
در نهضت امام و در گفتار شخص ایشان و شاگردانشان،الگویی از زن مسلمان عرضه شد که  در ادامه الگوی آبا و اجدادی  که کمال زن را در خانه داری (و نه مادر بودن) می دید  نبود و  در راستای الگوهای متجددانه و مبتذل ستم شاهی  و حقوق بشری (به روایت نوبلیستهای وطنی)و یا حتی الگوهای شبه متجددانه برخی از روشنفکران مسلمان نیز قرارنداشت . 
 
نامه اي براي هميشه- نامه اي از شهيد جهان آرا
اين پيام بلند جهان آرا به همه ما است که غالب بودن حريف، فضاي سنگين مخالف و ناگزيري ها و جبرها را بهانه اي براي عمل نکردن مي سازيم. جهان آرا مي نويسد: اين انسان است که خالق امکانات است و نه امکانات خالق انسان!

 

 
اصالت فراموش شده
يادكردي از مجاهد شهيد حاج مهدي فرودي
 

در بوته نقد

مداراي رزمنده - به ياد شهيد بروجردئ
مداراي بروجردي " مداراي رزمنده" بود. مدارايي با مضمون تربيتي، مدارايي جهت دار و براي نيل به غايت انسان! او از آن رو مدارا نمي کرد که به حق و باطلي باور نداشت يا حق را منتشَر مي انگاشت يا ملتزمين به هر سبک زندگي را از منظر نسبي انگارانه محق مي ديد (آنچنانکه ليبرال مشربان در ساحت سخن ــ وتنها در ساحت سخن ــ بدان قائلند).
 
نقدي از يك نگاشته در اقتصاد ماركسيستي
نويسندة «رويكرد و روش در اقتصاد»، كوشيده است تا پس از سال ها ركود در ادبيات ماركسيستي در حوزة اقتصاد، در نگاشته خود، از "روايت ماركسيستي از علم اقتصاد" طرحي جدید به دست دهد. اما آن چنان كه در این مقاله آمده است در  صورت انجام بخشیدن بدین هدف ،شكست خورده است.
 
چهارم بهمن 54:شهيدان ابتلا’
روزگار ما از وجوه بسياري به روزگار شهيدان بهمن 54و امثال ايشان پهلو مي زند. در سالهايي همچون آن سالها با انبوهي از هجمات فكري /حيله ها / تزوير هاو سستيها در جهت هدم اسلام مواجهيم. سالها، سالهاي ابتلائات سخت است ! اما داروي ذكر، ذكر خدا و اوليائش، اين ايام سخت را نيز بر مؤمنان كيس و فطن (زيرك و هوشمند) به صبحي قريب رهنمون خواهد شد !
 
روايت تاريخ با عينك تجدد
بررسي «سبك تاريخ نگاري انديشه معاصر» از سوي متجددين در ميهنمان و دقايق و ظرايف آن، علاوه بر آنكه في حد ذاته شايسته تأمل است، خصوصيات تجدد ايراني و گستره تفسيرپذيري آن را نيز آشكار مي كند. خصوصياتي كه به نوبه خود گمانه زني درباره آينده اين انديشه را نيز جهت خواهد داد.
 
جزميت در مفاهيم -آشفتگي در مصاديق
در سالهاي اخير شاهد انتشار آثاري از ايرانيان مقيم خارج از كشور در مورد «تاريخ تفكر معاصر ايران» بوده‌ايم؛ كه عموما كوشيده‌اند، ذيل اين عنوان يا عناوين مشابه آن، به بررسي كارنامة تجدد در ايران، بپردازند. با اين وصف، كشف «منطق خاص تفكر در ايران معاصر» كمتر مورد توجه اين دسته از محققين قرار گرفته است.
 

گزارش انديشه

صفاتی دزفولی و آغازین لحظات یک سلوک
آنچه صفاتی دزفولی و افرادی چون او را در تاریخ گذشته ما برجسته می کند، موقعیت خاصی است که در آن قرار داشتند و واکنش خاصی است که آنها در موقعیت مزبور از خود بروز دادند. با بررسی آن موقعیت و واکنش از حد یک مورد خاص تاریخی فراتر می رویم تا ببینیم آیا جهت گیری امثال صفاتی از این ظرفیت برخوردار است که راهی پیش روی فعالین انقلاب بگشاید ؟ 
 
نقد اظهارات عضو مجمع روحانیون در باره آیه الله مصباح
اگر درك آقاي محتشمي و امثال ايشان از امام و انقلاب مي‌توانست جوانان را در التزام به خط امام پايدار كند تحكيم وحدت دهه شصتي را چنين مي‌كرد، آيا در اين زمينه بايد به دستاورد ارزشمند ايشان در حفظ دفتر تحكيم وحدت بر مدار اسلام و خط امام نظر كنيم يا به فوج فوج جواناني كه در دوران اصلاحات به جانب اسلام آوردند؟توسل به بهانه" شرايط" نيز در اين زمينه پذيرفتني نيست. چرا كه بسياري از مصلحان در سخت ترين شرايط در تربيت د يني جوانان كامياب شدند.وانگهي كجا آقاي محتشمي و جناح مورد علاقه ايشان، كوشش قابل توجهي در اين زمينه داشتند كه بخواهند كامياب يا ناكام باشد؟
 
دين و مليت در انديشه شهيد مطهري

در نيمه دوم سال 78 جزوه اي به قلم آقاي رضا عليجاني سردبير وقت ماهنامه "ايران فردا" منتشر شد که ضمن آن به نقد ايده "مليت" در انديشه استاد شهيد مطهري مي پرداخت. با فاصله اندکي، بيشتر مطالب جزوه مزبور به صورت مقاله اي در ماهنامه ايران فردا منتشر گرديد. اينجانب نيز از آنجا که مقاله مزبور را تحريفي آشکار نسبت به انديشه استاد مي ديدم، مطلب حاضر را در پاسخ به آن و در تبيين ديدگاه مرحوم شهيد مطهري درباره رابطه دين و مليت در نشریه عصر ما به رشته تحرير در آوردم.

 
نسل جديد و مسئله جناحها
امير حسين تركش دوز
    از اواخر دهة 70 شمسي بدين‌سو، فضاي سياسي در ميهن ما در جهت تثبيت يك الگوي دوقطبي ميل كرده است. در يك سو قطب موسوم به اصلاح‌‌طلب را داريم كه خود شامل طيف گسترده‌اي از نيروهاي سياسي است. طيفي كه يك سَرِ آنرا در نيروهاي مخالف نظام در خارج از كشور مي‌توان يافت و سَرِ ديگرِ آنرا در برخي نيروها كه در دهة 60 شمسي با عنوان خط امام يا چپ و بعضاً خط 3 و ميانه‌رو شناخته مي‌شدند. محافلي همچون نهضت‌ آزادي، بقاياي مجاهدين خلق يا كلاً نيروهايي كه خود را با عنوانِ ملي – مذهبي شناسانده‌اند نيز مي‌توانند به عنوان جرياناتي (ولو تبعي) از همين طيف به حساب آيند.
 
تکاپوی اسلامی دانشجویان و ضرورت بازگشت به مطهري
 امير حسين تركش دوز
اگرچه رويكرد مطهري ، رويكردي است كه براي مدتي مديد از سوي فضاي غالب بر فعاليتهاي سياسي اجتماعي نیروهای مذهبی مورد توجه مؤثر قرار نگرفت ،اما باشد تا با بازنگري در سير روشنفكري اسلامي در ميهنمان و نقش آسيب‌شناسانه مطهري در آن، شاهد برون‌رفتن از« دام كنوني رخوت» باشيم. 
 
You are here: صفحه اصلي
موضع گیری ها و نوشته هائی در باره حوادث پس از انتخابات چاپ ايميل
New layer...

 

 

احیا: دکتر علیرضا شجاعی زند عضو گروه امت واحده در زندانهای ستمشاهی است .وی در سالهای پس از انقلاب نیز فعالیتهای دامنه داری در نهادهای انقلابی داشته است دکتر شجاعی زند از سالهای نخست پس  از پیروزی انقلاب از فعالین جریان خط امام بوده است . ایشان در حال حاضر استاد جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس می باشند . یادداشتی راکه خواهید خواند به لسان  خیر خواهی در مورد مواضع آقای موسوی  پس از انتخابات به رشته تحریر در آمده است.--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------بر آدمي لازم است، خصوصاً در برهه هاي ملتهبي كه كوران حوادث او را با خود مي برد، به دور از غوغا و از پس غبارها به «خود»، به «موقعيت» و به «اهدافش» با تأمل نظر افكند و در صورت دور افتادن از اصول، به آن بازگشت نمايد. 

براي آنان كه هنوز به اين نظام با تمام ضعف ها و دستاوردهايش معتقدند و به امكان اصلاح آن از درون قائلند، چند «اصل» مشترك و تحويل ناپذير وجود دارد كه فصل الخطاب و غير قابل گذشت است: 

1. خط امام؛
2. ولايت فقيه؛
3. مصلحت نظام؛
4. متابعت از قانون 

اصل يك: هر متن و محتواي مورد رجوع و محل توجه، معروض تفاسير و قرائت هاست. آموزه ها و جهت گيري هاي امام نيز به دليل داشتن اعتنا و مرجعيت عام، از اين آسيب مصون نمانده است. راه پيروي از امام و برحذر ماندن از خطا در هنگام رجوع و ارجاع، اولاً نگاه دستگاه مند به آن و ثانياً مواجهه صادقانه با خود و با امام است. داور و قاضي در اين كار به جز وجدان مدعي، البته فضاي عمومي جامعه و فتواي عالمان است. 

اصل دوم: ولايت فقيه، صرف نظر از قبول و ترديدهاي نظري در باب آن، مميزه ترديدناپذير اين نظام است و تضمين كننده ديني ماندن آن. همچنان كه ديني بودن از نظام، غير قابل انفصال است؛ ولايت فقيه نيز براي جمهوري اسلامي چنين حكمي را دارد. به علاوه چون حقيقت آن جز در عمل محقق نمي گردد، در افكندن فصال ميان «اصل» و «مصداق» آن، تهي از معناست. 

اصل سوم: در هر دو مفهوم «مصلحت» و «نظام»، نوعي تنازل و تكافو نهفته است و آن، انسان آرمان خواه و پرتكاپو و حقيقت طلب را نگران مي سازد؛ با اين وصف، هرگونه بي اعتنايي به ظرف و زمينه عمل و اقتضاء و ظرفيت هاي آن، مي تواند تمامي آرمان ها و تلاش هاي در راه آن را برباد دهد. البته تشخيص نقطه تعادل در ميانه «نهضت» و «نظام»، كاريست بس دشوار كه جز از آگهان خيرانديش و وارهيدگان از خود و از موقعيت برنمي آيد. 

اصل چهارم: متابعت از قانون هميشه و در همه جا اصل نيست، الا در ساختاري كه مشروعيت آن برجا و تحول و اصلاح در آن، ممكن و ميسر است. حتي تغييرات ساختاري در چنين ساختاري، مستلزم متابعت از قانون است و البته نيازمند عقلانيت، اعتدال،متانت و تدريج. اگر ساختارها بدين طريق اصلاح پذيرند، قوانين و كارگزاران را بسي سهل تر مي توان اصلاح كرد. 

اين تمام آن چيزي است كه از يك «اصلاح طلب اصولگرا»، از «پيرو خط امام»، از معتقد به «اصل ولايت فقيه»، از عضو مورد وثوق مجمع تشخيص «مصلحت نظام» و مدعي و معترض به حق «قانون گريزي» انتظار مي رود. 

حجه الاسلام رحيميان عضو دفتر حضرت امام ، همراه ايشان در دوران تبعيد و عضوموسس مجمع رو حانيون مبارز ، ضمن يادداشتي كه روزنامه ايران منتشر ساخته است ، عملكرد  آقاي موسوي و اطرافيان ايشان را مورد نقد قرار داده است:"يكي بر سر شاخ و بن ميبريد  چهارچوب‌های قانونی نظام به طور خاص در مورد انتخابات کاملا روشن است و هر کاندیدایی بر اساس همین چارچوب‌ها ثبت نام و برای حضور در رقابت های انتخاباتی پذیرفته می‌شود.

انتخابات اخیر از برخی جهات که از آن جمله اند حضور نزدیک به 40 میلیونی مردم کشورمان، منحصر به فرد بود.

یکی دیگر از این جنبه‌ها البته اعتراض‌های پس از انتخابات بود؛ در 30 سال گذشته،این اولین بار بود که وقتی یک نامزد رای لازم را برای احراز مسوولیت ریاست جمهوری نمی آورد، برای توجیه عدم اقبال مردم به خود، متوسل به بهانه "تقلب"، آن هم در ابعاد 12 میلیون رای می شود.

این در حالیست که تا بعد از ظهر همان روز انتخابات، ایشان خود را به طور غیرمتعارف، پیروز انتخابات اعلام کرد، اما از لحظه‌ای که معلوم شد نتیجه آرا به گونه ای غیر از انتظار وی است، همه‌چیز معکوس شد .

ایشان و اطرافیانشان بدون ارائه سند یا اسناد مشخص، با کلی‌گویی‌های عجیب که اکثرا متاثر از القائات واهی قبل از انتخابات به ایشان بود، بر طبل "ابطال انتخابات" کوبیدند. این در حالی است که ابطال انتخابات، خود راه قانونی دارد و اگر قرار باشد فرآیند ابطال انتخابات با تحکم و فرمان هرکس که در انتخابات شکست خورد طی شود، آنگاه باید فاتحه انتخابات ، رای مردم و دمکراسی را خواند.

در اثنای عضویت در هیئت ویژه منتصب از سوی شورای نگهبان، مظلومیت این شورا و در حقیقت مظلومیت نظام اسلامی بیش از بیش برایم روشن شد.

دراین ایام، علاوه بر تمدید پنج روزه مهلت قانونی برای رسیدگی به شکایات از سوی مقام معظم رهبری "مدظله العالی" و تلاش فوق‌العاده هیئت ویژه، شاهد بودیم که شورای نگهبان بدون هیچ‌‌گونه محدودیتی پذیرای هر نوع پیشنهاد برای بررسی مجدد بود و از بررسی کلیت روند انتخابات گرفته تا بازشماری 10 درصد صندوق‌ها و کنترل دستخط برگ‌های اخذ شده و تیراژ برگ‌های چاپ شده و باقیمانده آن‌ها در قیاس آرای اخذ شده و ... ، باب همه این موارد را برای بررسی باز گذاشته بود.

در این میان قرار شد در صورت باقی ماندن ابهام، افزایش تعداد صندوق‌هایی که تصادفا برای بازشماری انتخاب می شدند تا رسیدن به حد اطمینان طرف معترض هم در نظر گرفته شود و در این راستا حتی مقرر گشت که اگر در نهایت هم ثابت شد تخلفی صورت گرفته که در قانون، موجب ابطال انتخابات است، انتخابات 22 خرداد ابطال و انتخابات جدیدی برگزار شود، اما با این همه انعطاف، رفتارهای آنان محرز کرد که سناریوی دیگری در کار است. معلوم شد آنان مصمم هستند که مشت بسته خود را باز نکنند که ثابت شود خالی است و هدف، کوبیدن آن بر سر نظام است.

من البته معتقدم که خود آقایان کاندیداها اینگونه فکر نمی‌کردند و نمی خواستند؛ بلکه دست‌های پشت پرده‌ای که دنبال تضعیف نظام و ارکان آن و ایجاد انشقاق در ملت بزرگ ایران هستند مساله را به اینجا رساندند.

از طرف دیگر همین جریان معاند با سوء استفاده از فضای احساسی انتخابات،گام بعدی سناریوی خود در برپایی آشوب‌های خیابانی را با هماهنگی و همصدایی دشمنان قسم خورده بیرونی به راه انداخت.

آنان با بهره گیری از شیوه شیطانی "نعل وارونه زدن" سعی کردند تا اراذل و اوباشی که با حمایت و سازماندهی آنان به آشوب‌های خیابانی و جنایت‌های آشکار دست‌یازیدند را با جمعیت انبوهی که با پایبندی به اسلام و خط امام و فرض التزام کاندیداها به قانون اساسی به پای صندوق رای آمده بودند و سر سوزنی راضی به اضرار اموال عمومی و خصوصی نبودند، یکی جلوه دهند.

با یک تیر دو نشان زدند؛ از یک طرف برای عوامل برانداز بیگانه، با عنوان "مردمی که دنبال احقاق حقوق خود در انتخابات هستند" حاشیه امن درست کردند، و از طرف دیگر انبوه مردم که خالصانه و برای تحکیم نظام به آقایان رای داده بودند را در فضای ابهام وبدگمانی نسبت به نظام و نهاد‌های قانونی قرار دادند.

در این میان برخی هم تلاش کردند تا آرزوی دیرینه خود در تضعیف جایگاه و منزلت "ولایت فقیه" را عملیاتی کنند.

این در حالیست که همه آشنایان با خط امام و سابقون انقلاب ، جایگاه ولایت فقیه را چه از نظر قانون اساسی _که همه ادعای پیروی از آن را دارند_ و چه از جهت شرعی به خوبی می‌دانند.

همه، رمز پیروزی اصل انقلاب و بقای آن تا امروز را هم به خوبی دریافته‌اند که محور تحقق آن "مقام ولایت" است و برای جامعه ثابت شده است که به مضمون کلام امام "پیروی از ولایت فقیه" است که تاکنون کشور را از آسیب دشمنان مصون داشته است.

با این حال و در حالی که مقام ولایت بر انقیاد از قانون تاکید می‌کند، مدعیان دمکراسی که "اصالت رای مردم" را بهانه مخالفت با اصل مترقی "ولایت فقیه" قرار می دهند، دیکتاتور مآبانه و بر خلاف قانون مدعی لزوم ابطال انتخابات شدند.

در این باره البته سخن بسیار است ولی برادرانه و خاضعانه از همه آقایانی که همچنان از پیروی امام عزیز(ره) سخن می‌گویند درخواست می‌کنم بر اساس شریفه " لاتقف ما لیس لک بهی علم" و با توکل به خدا و توسل به امام عصر (عج) خود را از شر خناسان بدخواه که همنوا با "روباه پیر" و "شیطان بزرگ" شده اند و با شیوه‌های شیطانی خود ،نه به دنبال طرفداری از این نامزدها که به دنبال انهدام نظام هستند، دور سازند.

به واسطه ضرب المثل بودن معروف است که " وقتی انسان برای اولین بار اره آهنی را برای قطع درختان ساخت،اره قبل از آنکه درخت را ببرد دست خود او را برید، این مساله باعث شد تا او از این رفتار منصرف شود، اما شیطان او را راهنمایی کرد و به او گفت که از جنس درخت دسته و دستاویزی بر سر اره قرار بده تا با کمک آن بتوانیم درختان متعددی را بدون مزاحمت ببریم."

امیدوارم با عنایت خداوند و به برکت خونهای ریخته شده صدها هزار شهید، همگان حرمت راه و روشی که به واسطه آن به آبروی اجتماعی رسیده اند را پاس دارند ، و سربسته اگر بخواهم بگویم، مراقب باشند تا شاخه‌ای که بر سر آن نشسته‌اند را به دست خود نبرند."
ياد آور مي شويم كه پيش از اين حجه الاسلام صدوقي امام جمعه يزد و عضو فعلي مجمع روحانيو ن مبارز نيز از مردم خواسته بود اغتشاش گران را به مراكز مسئول معرفي كنند . به گزارش ايرنا تعدادي از شخصيتهاي مستقل يا منسوب به جناح خط امام همچون  دكتر عباس شيباني ،آقاي رحيميان، آقاي حسين مظفر وزير آموزش و پرورش آقاي خاتمي ،دكتردهقان از دانشجويان خط امام و ريس فعلي بنياد شهيد نيز ضمن بيانيه اي با محكوم كردن آشوبها بر فصل الخطاب بودن سخن رهبري تاكيد كرده اند. از بين حاميان آقاي موسوي در دوران انتخابات هم، آقاي ابوطالب ،دكتر پزشكيان وزير بهداشت آقاي خاتمي، آقاي كواكبيان( به گزارش خبرگزاري مهر) ، و فرزند شهيد همت( به رغم انتقادات سه شخص آخر به روند انتخابات )بر ضرورت التزام به قانون پس از انتخابات  و فصل الخطاب دانستن سخن رهبري تاكيد نموده اند.

 

جمهوری اسلامی به مدیر مسئولی آقای مهاجری   نیز در سرمقاله روز دوشنبه پس از انتخابات نوشت:يكي از مهمترين نكاتي كه از امام خميني رضوان الله تعالي عليه درباره اهميت حفظ نظام جمهوري اسلامي به يادگار مانده است اينست كه فرمودند : « حفظ نظام جمهوري اسلامي اهم واجبات است » .
اين روزها توجه به اين بيان بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي براي همه كساني كه دل داده آن پيشواي بزرگ بوده و هستند لازم است . امام نفرموده اند حفظ نظام جمهوري اسلامي از اهم واجبات است بلكه اين جمله را بدون كلمه « از » فرموده اند و تعبير اينست كه « اهم واجبات » است . اين تعبير به معناي اينست كه اين امر بالاترين واجب است و چيزي واجب تر از آن وجود ندارد.
به عبارت روشن تر مفهوم جمله اي كه امام خميني درباره وجوب حفظ نظام جمهوري اسلامي فرموده اند اينست كه حفظ اين نظام از نماز كه ركن دين است و از جهاد كه به تعبير اميرالمومنين عليه السلام « باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اوليائه » و از روزه و ساير واجبات مهم تر است . دليل اين مطلب نيز روشن است زيرا نظام جمهوري اسلامي براي برپائي احكام دين و ترويج و حفظ اعتقادات ديني تاسيس شده و شكست آن موجب شكست دين است درحالي كه حفظ و تقويت آن موجب ترويج دين تقويت اعتقادات و اجراي احكام آن خواهد شد.
اين جمله بسيار عميق كه از يادگارهاي مهم امام خميني است بايد اين روزها نصب العين آحاد جامعه به ويژه فعالان سياسي و بالاخص مسئولان و نامزدهاي رياست جمهوري باشد و آن را نسخه شفابخشي بدانند كه مشكلات امروز را مي تواند حل كند و به مشاجرات خاتمه دهد. هرچند ممكن است هر يك از اطراف مشاجره حفظ نظام را در گرو همان كاري بدانند كه خود انجام مي دهند و آن ديگري را به ضربه زدن به نظام متهم نمايند ولي برآيند اين تفكر و اين روند اينست كه مقابله ها و مشاجره ها ادامه يابد و سرانجام نظام جمهوري اسلامي دچار آسيب شود.
ترديدي نيست كه در اينصورت به توصيه امام خميني كه همه را به تلاش براي حفظ نظام سفارش كرده اند و آن را « اهم واجبات » دانسته اند عمل نمي شود و در نهايت همه بايد انگشت حيرت و حسرت به دندان بگيرند. توجه داشته باشيم كه در چنان شرايطي پشيماني سودي نخواهد داشت و لذا تا دير نشده بايد كاري كرد و بايد جلوي خسران را گرفت .
عربده هاي سران استكبار كه اين روزها از اروپا و آمريكا با اظهارات كينه توزانه خود نشان مي دهند براي ملت ايران و براي نظام جمهوري اسلامي دندان تيز كرده اند به گوش مي رسد. رئيس جمهور آمريكا گفته است : « دولت ايران بايد بداند كه دنيا درحال تماشاست . ما براي تك تك كساني كه جان خود را از دست داده اند سوگواري مي كنيم » .
چه كسي است كه نداند رئيس جمهور آمريكا و دولت او همين امروز كه اين جملات از زبان وي شنيده مي شود در افغانستان و در عراق درحال كشتار مردم اين دو كشور است و در فلسطين مظلوم از جنايات صهيونيست ها حمايت مي كند كيست كه نداند دولت آمريكا و شخص اوباما نه تنها براي كساني كه در خيابان هاي تهران جان باخته اند سوگوار نيست بلكه از مشاهده اين وقايع شادماني مي كند و جشن مي گيرد رئيس جمهور فرانسه و صدر اعظم آلمان و نخست وزير انگليس نيز اين روزها با اظهاراتشان نشان داده اند كه به آنچه در اينجا جريان دارد دل بسته اند و به خيال خام خودشان در انتظار پايان عمر نظام جمهوري اسلامي هستند.
آيا همين عربده هاي مستانه نبايد ما را هوشيار كند و براي پايان دادن به مشاجرات تدبيري بيانديشيم چرا اجازه مي دهيم كار به جائي برسد كه رئيس جمهور آمريكا به ما درس اخلاق بدهد و با نقل جمله مارتين لوتركينگ كه گفته بود « كمان كهكشان اخلاقي طولاني است اما به سمت عدالت خم مي شود » با طعنه و تحقير بگويد : « ما شاهد باور مردم ايران به اين حقيقت هستيم و ما به تماشا ادامه خواهيم داد »
مارتين لوتركينگ خود قرباني بداخلاقي تبعيض و ضديت غربي ها با حقوق بشر و معتقدات ديني است و دولت آمريكا در يك قرن اخير سرآمد اين حق كشي ها و ستم ها و بي عدالتي ها و بداخلاقي هاست . بزرگان ما بايد با سرپنجه تدبير كاري كنند كه « باراك اوباما » كه به دروغ خود را پيرو مارتين لوتركينگ معرفي مي كند رسوا شود و همه سران دولت هاي استكباري غربي بفهمند كه ملت ايران نيازي به دلسوزي و درس اخلاق آنها ندارند و مشكلات پيش آمده را با هوشياري و آگاهي و تدبير حل خواهند كرد.
مراجع عظام تقليد نيز از اوضاع جاري ابراز نگراني كرده و همگان را به حفظ آرامش توصيه كردند. حضرت آيت الله صافي گلپايگاني فرمودند : « آنچه اهميت دارد حفظ امنيت و آرامش و نظم مملكت و حفظ نظام اسلامي است . اگر اين دعواها ادامه پيدا كند بيم آن مي رود كه اصل نظام تضعيف شود; حتي اگر بشود يكطرف براي حفظ مصالح اسلام از حق خود كوتاه بيايد جا دارد » .
حضرت آيت الله جوادي آملي نيز ضمن دعوت همگان به رعايت قانون و محكوم نمودن اغتشاش ها افزودند : « كاري نكنيم كه حضور مردم و اين نظام آسيب ببيند دشمن آماده است آشوبي بشود و او استفاده كند » .
اينها انتظارات مردم نيز هست . اين انتظارات متوجه مسئولان فعالان سياسي نامزدهاي رياست جمهوري رسانه ملي و نيروهاي امنيتي است . همه بايد براي برقرار شدن آرامش نقش ايفا كنند. مسئولان با برخورد اخلاقي و قانونمندانه و خويشتن دارانه فعالان سياسي با توصيه هاي منطقي نامزدهاي رياست جمهوري با ترجيح دادن مصالح جامعه بر مطالبات خود نيروهاي امنيتي با انجام وظيفه قانوني همراه با مدارا و رسانه ملي با رعايت انصاف در بيان مطالب و انتشار شفاف اخبار و نقطه نظرات .
در اين ميان شايد نقش رسانه ملي در آرام ساختن جامعه اهميت بيشتري داشته باشد. رسانه ملي بايد علاوه بر انتشار دقيق و شفاف اخبار از لحن ملايم استفاده كند و حساب اغتشاش گران را از طرفداران نامزدها و خود نامزدها جدا نمايد. خودداري از خبررساني دقيق و شفاف مردم را به مراجعه به رسانه هاي بيگانه تشويق مي كند و اين بهيچوجه به صلاح جامعه نيست . استفاده از لحن تند و پرخاشگرانه نسبت به نامزدها و طرفداران آنها و نسبت دادن اغتشاش ها به آنها نيز اقدامي خطرناك و تحريك آميز است كه رسانه ملي و ساير رسانه هاي دولتي و حامي دولت بايد از آن پرهيز نمايند.
منظور اين نيست كه اغتشاش ها را ناديده بگيريم و اغتشاش گران را از تعقيب و مجازات معاف نمائيم . بلكه منظور اينست كه بپذيريم از شرايط پيش آمده عده اي فرصت طلب كه قطعا از بدخواهان و دشمنان نظام هستند سواستفاده مي كنند و قطعا حساب آنها از مردم معترض جداست . ايكاش عملكردها بگونه اي بود كه زمينه اي براي اعتراض پيش نمي آمد و ايكاش نامزدها رفتاري داشتند كه براي پيگيري مطالباتشان مرتكب اقداماتي كه زمينه را براي سواستفاده فرصت طلبان فراهم سازد نمي شدند.
هنوز فرصت باقي است و بر همه واجب است تدبير را جايگزين روش هاي ديگر نمايند و براي حفظ نظام مقدس جمهوري اسلامي كه به فرموده امام « اهم واجبات » است با هرچه در توان دارند به صحنه بيايندجمهوری اسلامی در سرمقاله روز یکشنبه خود نوشت:روزهاي حساسي را پشت سر مي گذاريم روزهائي كه فقط با بكار بستن تجربه درايت و تدبير مي توان از آن عبور كرد و از حساسيت هاي آن به نفع كشور و ملت و نظام اسلامي بهره گرفت .
اكنون بيش از هر زمان ديگري به آرامش نياز داريم . فقط در آرامش است كه مي توان به تصميم درست رسيد و امور را تدبير كرد. اگر عقلاي قوم با هر سليقه و از هر طرف ماجرا بخواهند به نفع كشور عمل كنند ابتدا بايد زمينه را براي آرامش فراهم نمايند و سپس با استفاده از فرصتي كه از اين طريق پديد مي آيد در فضاي مناسب تصميم بگيرند و آنرا به اجرا در آورند.
به كساني كه بر استيفاي مطالبات خود اصرار مي ورزند و بعد از بيانات رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تهران باز هم از مردم ميخواهند حركات خود را پيگيري كنند لازم ميدانيم اين نكته را گوشزد نمائيم كه شما با اعتقاد به اصل ولايت فقيه وارد صحنه انتخابات شده ايد و لازمه اعتقاد به اين اصل اينست كه با شناخت صحيح از لوازم آن پاي بندي خود را به آن نشان دهيد و آن را در عمل به اثبات برسانيد. مفهوم اعتقاد و التزام به ولايت فقيه اين نيست كه هر جا نظر ولي فقيه مطابق نظر ما بود آنرا بپذيريم و به آن عمل كنيم و هر جا مطابق نظر ما نبود آنرا كنار بگذاريم . اين حق براي آحاد مردم در نظام حكومتي ولايت فقيه محفوظ است كه نظر خود را به ولي فقيه عرضه كنند و براي عملي شدن آن تلاش هاي معقول و منطقي نمايند ولي بعد از آنكه به اين وظيفه عمل شد تصميم نهائي را ولي فقيه مي گيرد و تبعيت از آن تصميم بر همه از جمله كساني كه نظر ديگري دارند واجب است .
اين علاوه بر وجه شرعي لازمه قانوني اعتقاد به اصل ولايت فقيه نيز هست و همه به ويژه كساني كه در رده هاي مهم تصميم گيري و مسئوليت ها قرار مي گيرند يا بنا دارند در مسئوليت ها و مصادر تصميم گيري براي كشور قرار بگيرند بايد به آن ملتزم باشند . در عمل نيز در طول 30 سال عمر نظام جمهوري اسلامي مواردي پيش آمد كه مسئولان نظام در برابر چنين آزموني قرار گرفتند و التزام خود را به اين اصل با همين شيوه نشان دادند.
بيان روشن اين اعتقاد را مي توان در سخنان آيت الله هاشمي رفسنجاني در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه شريف كه در تاريخ دوم آذر ماه سال گذشته (1387 ) ايراد شد يافت . ايشان در پاسخ به سئوالي در مورد نوع رابطه اي كه با رهبري دارند گفتند : « تعبيرهاي زيادي از ايشان درباره من هست كه آن ها را نمي گويم . من هم به ايشان ارادت دارم . البته در مواردي هم مثل هر انسان متفكري اختلاف نظر داريم . يك بار درباره اين موضوع بحث كرديم و نتيجه اين شد كه طبيعتا ايشان حجتي ندارند كه بخواهند نظر مرا بپذيرند اما من نمي توانم صرفا به نظر خود عمل كنم زيرا حجت دارم و قانونا و شرعا بايد از ايشان تبعيت كنم و اين قرار ما با ايشان است ... به هر حال ايشان در مقام رهبري و ما در مقام رهروي هستيم » .
اين نقطه نظر از عالم مجاهدي كه از يك طرف نيم قرن سابقه مبارزه عليه رژيم ستم شاهي و قدرت هاي استعماري و استكباري را بردوش مي كشد و از طرف ديگر مصدر خدمات بزرگي به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي و مردم اين كشور است راهنماي عمل خوبي براي همه كساني است كه در شرايط سخت تصميم گيري به تفسير صحيحي از اصل ولايت فقيه نياز دارند. پيروي از ولايت فقيه در مواردي كه نظرها متفاوت است اهميت دارد و اين قبيل پيروي را مي توان التزام عملي دانست . طبيعي است كه مسئوليت شرعي و قانوني تصميم گيري ها در چنين مواردي برعهده كسي است كه با علم و آگاهي به نقطه نظرهاي پيروان و اشراف بر همه جوانب به تصميم مي رسد و همگان را به اجراي آن تصميم فرا ميخواند. همه ي پيروان نيز با آگاهي از اين واقعيت است كه از نقطه نظرهاي خود صرفنظر مي كنند و از تصميم رهبري پيروي مي نمايند.
شرايط حساس اين روزها علاوه بر توجه به اين نكته و التزام به آن مواظبت هاي ديگري را نيز طلب مي كند. حل مشكلات موجود به دورانديشي و صبر و متانت مسئولان امنيتي نيز نياز دارد. كساني كه بر مطالبات خود پافشاري مي كنند يا بخشي از مردمند و يا نامزدهاي رياست جمهوري كه همه آنها متعلق به انقلاب و نظام و اين كشورند. با آنها بايد با ملايمت بيشتري سخن گفت و رفتار كرد. حساب آنها همانگونه كه رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي در خطبه جمعه اين هفته فرمودند از اغتشاش گران جداست . مسئولان نبايد با آنها با زبان تهديد صحبت كنند. كساني كه دل در گرو اسلام و انقلاب و ايران دارند قطعا به هيچ واقعه اي كه به زيان كشور و نظام و ملت منجر شود راضي نخواهند شد. ترديدي نداشته باشيد كه با رفتار و گفتار مي توانيد اين مشكل را حل كنيد و تلخي رويدادهاي اين روزها را به شيريني وحدت و همدلي و همبستگي تبديل نمائيد چيزي كه امروز نظام جمهوري اسلامي به آن نياز دارد و تنها عاملي است كه مي تواند دشمنان ملت ايران را كه اميد به اختلافات دارند مايوس كند.